اللهم صل علی محمد و آله الطاهرین
این هم یک یادگار صوتی از کتاب درسی برای این که تابستون کلاس ادبیات رو فراموش نکنید

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=8848015d2fd05f0dd402525f4bac1968


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 توسط محمد حنیفه نژاد

مادر

اي قامت خميده تو طاق آسمان

اي پير پرتوان

دستم بگير و جان من از غصه وارهان

گر بحر بيكرانم و گر كوه استوار

پيشت زميني‌ام

دريا شوم كه رنگ تو افتد به گونه‌ام

ياكوه گوژ پشت

افتم به سجده‌اي كه سرآيد تمام عمر

گويم به ذره ذرة خاك از بلنديت

از من قبول كن

تا خاك همنواي من آيد به سجده ام

تاباز سبزه بردمد و غنچه بشكفد

اي آسمان من

مادر مرا بمان

«حنیف»  بهار 76

 


برچسب‌ها: شعر مادر, روز مادر, مادر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 توسط محمد حنیفه نژاد

گرچه در بازار هستـي زيب گوهـرهاست زن

كي گهــر را قـدر او باشد كه خود درياست زن

يا ز‌دريايــي كجــــــا آيـد دگر دريا پـديـد

باز كـم باشد كه گويي بحـر گـوهـرزاست زن

تا نشـانــي باشـد از اســرار پنهــان بهشت

آشكـــارا رحمتــي از عــالــم بالاست زن

نازنينـي كـوبه هـرجا عاشقـي را مظهـر است

روح پــرور مــادري يا يار روح افـزاست زن

عقل تاج پادشاهی داد بر سلــــــطان عشق

عشق فرمان داد بر هـــندوی جان مولاست زن

دست او مي گيــرد از آئينــه دلهـــا غبــار

زنـدگي را پيش چشـم همسـرش معنـاست زن

در زلال زمــزم عشقـش بشـويـد شــوي را

نيست گر جان آفرين حقّا كه جان بخشاست زن

شـاخـه سبـز و گـل زيبـا بـه هـم زيبـاترند

شاخـه سبـز است مـرد و آن گـل زيبـاست زن

پيش دانا در شـرافت مرد و زن را فرق نيست

زانكه در اصل از زنان مائيـم و باز از ماست زن

عزت زن را اگر مـي خواهـــــي از اسـلام پرس

ورنـه در معيـار بي دينـان همـان كـالاست زن

گفت پيغمبر كــه جنت زيــر پاي مادر است

در كــداميـن مـكتب دنيـا چنيـن والاست زن

نیز فرموده است نادان چـــیره برزن می شود

وانگهی از دلــــــربایی چیره بر داناست زن

اشك زينب چيزي از خون برادر كـم نـداشت

پاســـدار نهضت خونيـــن عاشـــوراست زن

نغمـه‌اي شيريـن تـر از لا لا نمي دانــد حنيف

پيش ايـن صـــرّاف كنــز لـؤلـؤ لالاست زن
محمد حنيفه نژاد (حنيف) تابستان 79


برچسب‌ها: روز مادر, روز زن, زن, شعر زن
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 توسط محمد حنیفه نژاد

محاسبه جهت قبله

برای محاسبه جهت قبله روی لینک زیر کلیک کنید:

سایت مرکز تقویم


نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

مبحث:

انواع (ی) در دستور زبان فارسی

تهیه و تنظیم:

میلاد حسن زاده

                          این جزوه کاملاً رایگان می باشد. آن را در اختیار دیگران نیز قرار دهید.

قابل استفاده برای دانش آموزان راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی

دانلود

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

فیلم آموزشی:

آموزش شبه جمله (آمادگی تیزهوشان)

شبه جمله از ادبیات سوم راهنمایی

شبه جمله از ادبیات سوم راهنمایی

نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

هزار سوال تستی ادبیات فارسی سوم راهنمایی

دانلود


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1392 توسط محمد حنیفه نژاد
نمونه سوالات املای سوم راهنمایی:                              دریافت فایل

 نمونه سوالات انشا و نگارش سوم راهنمایی:                   دریافت فایل         


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1392 توسط محمد حنیفه نژاد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم دی 1392 توسط محمد حنیفه نژاد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم دی 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

به نام خداوند جان و  خرد  /  کزین برتر اندیشه بر نگذرد

یعنی به نام آن خداوند جان وخرد شروع می کنم ، که فکر آدمی نمی تواند در ستایش او بیشتر از این گفتار (خداوند جان وخرد) بالا تر رود. به توضیحات بیشتر در ادامه ی مطلب توجه فرمایید:



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش

حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

در این بیت هم سعدی می فرماید : تا کی مانند بنفشه نسبت به آن چه می بینی بی تفاوت خواهی بود؟ حیف است که تو غافل باشی و درخواب باشی درحالی که نرگس چشمت زیبایی های عالم را می بیند ( نرگس استعاره از چشم است )

برای دریافت شرح بیشتر به ادامه ی مطلب توجه فرمایید :



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم آذر 1392 توسط محمد حنیفه نژاد
توضیحات فصل اول کتاب درسی بصورت پی دی اف


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

توضیحات فصل سوم "درس تماشای بهار" سوم راهنمایی

                                                           


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1392 توسط محمد حنیفه نژاد
اسلاید های ریاضی هفتم



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم آذر 1392 توسط محمد حنیفه نژاد

یادش به خیر ، شاید حدود ده سال پیش بود که برای گرفتن درجه ممتازی انجمن خوشنویسان تلاش می کردم ، اهل فن می دانند که آن روز ها ما سه امتحان می دادیم تا مدرک ممتازی بگیریم ، آزمون کتابت ، آزمون چلیپا و آزمون خط دوم .

   فکر می کنم از  آزمون های کتابت و نستعلیق  یا یکی از این دو قبول شده بودم به توصیه ی برخی از دوستان در آزمون خط دوم هم شرکت کردم ولی کار نکرده بودم ، راستش فکر می کردم که خط دوم را زیاد جدی نمی گیرند ، ولی روزی که به جلسه ی امتحان آمدم زیر چشمی خط هایی را که شرکت کنندگان می نوشتند دیدم ومتوجه شدم که این عزیزان خیلی زحمت کشیده اند و من با آنان خیلی فاصله دارم ، خوب به هر ترتیب در روی صندلی نشستم و منتظر سوال آزمون بودیم ولی من نگران بودم چون دست خالی آمده بودم و تجربه ی جدی در این خط نداشتم .

بالاخره اساتید انجمن سوال را آوردند و خواندند :

 لا تعجل بحوائجک قبل‏وقتها فیضیق قلبک و صدرک و یخشاک القنوط

خوشبختانه عربی ام خوب بود و توانستم مفهوم این حدیث زیبای امام حسن عسگری ( علیه السلام ) را درک کنم ، انگار این حدیث را در آن موقعیت به من می فرمودکه :

برای رسیدن به حاجت هایت عجله مکن ، که اگر چنین کرده باشی دل و سینه ات تنگ می شود و نامیدی اعتماد به نفس و خود باوری تو را از بین می برد.

حدیث را چند بار خواندم و به گوش جان سپردم و بر گوینده آن صلوات فرستادم و خط را نوشتم و از امتحان خارج شدم . می دانستم که قبول نخواهم شد ولی حدیثی که یاد گرفتم ارزشمند بود و درسی که آموختم به آینده امیدوارم کرد.

آمدم و دو سال دیگر کار کردم و بعد به امتحان رفتم و با کمال اطمینان در سر جلسه نشستم و امتحان دادم و قبول شدم .


نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط محمد حنیفه نژاد

این داستان را برای درج در قسمت« آزموده ی معلم » نوشته ام ، چون هر وقت میان دانش آموزان کلاس برروی موقعیت های نشستن در کلاس یا صندلی ها یا موارد دیگر اختلاف پیش می آید به یاد آن افتاده و آن را نقل کرده ام و تاثیرش را مشاهده کرده ام .

مهر شکسته

دنیا همه اش کلاس درس است و انسان در آن همواره می آموزد و امتحان پس می دهد ، گاهی انسان عارفی برگ سبزی را دفتری از معرفت می بیند و درسی بزرگ یاد می گیرد ویاد می دهد ، موجودی دیگر همان برگ سبز را می بیند و اشتهایش گل می کند که آن را بخورد ، و دیگر ی می بیند و توجهی ندارد ، انگار که آن را ندید ه است . من نیز درسی را از یک دوست و آن هم در کلاس پنجم ابتدایی آموخته ام ، اما هرگز آن را فراموش نمی کنم و دائما به یاد می آورم و تمرین می کنم که مبادا فراموش کنم .

معلم ما ، آقای علیرضا محمد شاهی ، خیلی به مسائل دینی علاقه مند بود و همیشه ما را به نماز سفارش می کرد و دوست داشت که نماز بخوانیم و درستکار باشیم . برای این که ما را به نماز علاقه مند کند ، مهر های زیبا و کوچکی را از بازار شهر برای ما خریده وروی میز گذاشته بود . ما بچه های روستایی که اسباب بازی هایمان چیزی بیشتر ازخاک و گل و چوب نبود ، با دیدن آن مهرهای زیبا به وجد آمده بودیم و منتظر بودیم که مهرهایمان را تحویل بگیریم .

معلم قبل از آن که مهرها را به ما بدهد ، گفت : بچه مهر ها به تعداد شما خریده بودم ولی یکی از آن ها شکسته است ، کسی حاضر شود که آن مهر شکسته را بردارد ، و بعد بقیه را به شما بدهم .

هیچ کس حاضر نبود آن مهر را تحویل بگیرد ، سکوت لحظاتی کلاس را فراگرفت ، شاید هرکسی با خودش کلنجار می رفت که آن را قبول کند یا نه ، بالاخره احمد با صدایی غرور آمیز که از شهامت و وارستگی او خبر می داد ، سکوت کلاس را شکست و سینه اش را جلوداد و گفت : آقای محمد شاهی آن مهر شکسته را به من بده .

احمد مهر شکسته را گرفت و معلم مهر ها را در بین ما تقسیم کرد ، نگاهی به مهر کردم ، زیبا بود ولی به زیبایی کاراحمد نبود . در خود فرورفتم ، احساس کردم که خیلی ضرر کرده ام نمی نوانستم دردم را به کسی ابراز کنم ،پرده ای از اشک حسرت چشمانم را ترکرد با خود می گفتم کاش آن مهر شکسته را من بر می داشتم .

اکنون نزدیک به سی سال از آن خاطره می گذرد ، آقای محمد شاهی در همان سال ها در دفاع از میهن به شهادت رسید و احمد بعد ها به دلیل بیماری از دنیا رفت و من با آن خاطره ی کوچک ولی عبرت آمیز زندگی می کنم ، اما هر وقت موقعیتی برای انتخاب در میان دوستان پیش می آید ، زود مهر شکسته را برمی دارم تا مبادا احمد پیش دستی کند، ولی هیچ کدام از این کارها برای من پیروزی آن روز احمد را تلافی نمی کند .


نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط محمد حنیفه نژاد

بار الها سن اوزون یاخشی تانیرسان بشری          

                     بیلیسن غیب و شهادتد ه اولان خیرو شری

گیزلین اولماز سنه  گیزلینده اولان ایشلریمیز         

                    حاجتون یوخدی یتیرسین سنه بیرکس خبری

نظرون اولسااگر رحمت اوزوینن بیرینه              

               لازیم اولماز اونا هیچ کیمسه نین اولسون نظری

یارادان یئر گویی سن سن سنه مدحت یاراشار        

                          عالمین هرنیی وار قدرتووندور اثری

اهل توحیده اولان باب حوائج سن سن                

                  سن اولان یئرده کیمین وار چاغیریلماق دیری  

سن بیلرسن  بیرینی عفوائده سن یاکی عذاب         

                    بو خطیر ایشده شریک ائدمه میسن  بیرنفری

حی و حاضر سن اوزون ذات   سمیع الدعوات       

                    هامی دان تئز باریشان ، عفوائلیین بنده لری  

بوغولار کیم قیده سن بویوران یوللاردان             

                         خیرینی نوح نبی ایستیه یوخدور ثمری

ایکی مصرع گوزی بیت الغزل حسن ائلدون         

                      سورا آرتیردون اونا  حکمت غض بصری

بویوروبسان کی بوشیطان سنه دوشماندی بشر      

                      چوخ تغابن دادی هر کیم سایا آز بوخطری

معرفت نوری کیمین قلبینه  تاثیر ائله سه           

                   گوره جاقدیراو زمان سجده ده نجم و شجری

ای کی قرآن دی کتابیم دییبن فخر ائدیسن          

                           ادعا ایلیسن اولمیوب عمرون هدری

اوتوز ایل هیئته گئدماخدا نه اخذ ائله میسن        

                      دوشونوبسن نه قدر زخرفی فتحی زمری

قورخورام مقصده چاتماقدا پریشان اولاسان           

                    آتی خوش ساخلامیب سان بزییب سن یهری

نیه فیکر ایله مه میش هر سوزه تسلیم اولوسان      

                      فیکردیر باشدا بیر انسانین اگر وار هنری

 سن کی نور ایستیسن قلبوون آیینه سینه          

                        داها یول ورمه بو آیینیه کین و کدری 

عقلی دیندیر سنی بیزار ائله سین بت لاردان        

                         او خلیلوندی سنون آلما الیندن تبری

دئمه قولدورروغا دائم قولومون قوتی وار             

                      خالقا ای ظلم ائلیه ن سال یادوا دادگری

امتحان مدتی دیر عمر دییب تولانما                 

                 آز زامان دیر کی گرک طاعته اولسون سپری

دیه جاخدیر ائله بیر هامیسی بیر ساعتیمیش        

                    عمرونون گچمیشی دیندیرسن اگر محتضری

بو تحمل یئری دی قاچما تجمل دالیجا              

                         دئیشیک سالما گولوم منفعتیله ضرری

تئز اولا یا گئج اولا سن ده مسافر کیمی سن      

                      نه ائدر عاقل اولان اولسا آغیر بیر سفری

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم آذر 1389 توسط محمد حنیفه نژاد

هوالجمیل

ای آن که هـر چه در نظر آید نشان تو

ایجـاد و محو کون و مکان در توان تو

 

از آن توست نشات هر حول و قوتی

در ملک خویش نیست شریکی از آن تو

 

هردم هزار معجزه در پیش چشم ماست

وان چشم های معــــجزه بین ارمغان تو

 

گه شور رستخیز به باغ آورد بهار

گه ریزدش به خاک به بادی خزان تو  

 

 

من درزمین به حـــیرتم از نقش لاله ای

وانگه به خویش می کــــشدم آسمـان تو

 

کس نیست جــــز تو در دو جهان قابل امید

تنهـا تــــــــــــویی و مغفرت     بیکران تو

 

دارد ز موج آتش نمــــــــرودیان چه باک

آســـــــــــــوده خاطـری که بود در امان تو

 

ای مهربان خدای خطا بخش عیب پوش  

ای آن که هست جمله نهان ها عیان تو

 

گر رانی ام به قهـــــــر که باشد پناه من

ور خوانی ام به لطف که راند ز خوان تو

 

 رسواییم مخواه و به عفوم قبول کن

شرم است اگر چه حاصلم از امتحان تو

 

جز مهربان ترین به که روی آورد حنیف 

خواهد شفاعت از نظر مهربان تو

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

یارب كونــول فراقيــنا يانسيــن نواختاجان

 

دلداريمـيز گوروشــده يوبانسين نواختاجان

 

يوخدور ديــيَن طبيـبه كي بيماري جان وئرير

غم بستـــرينده اوُيسون اوُيانسين نواختاجان

 

گوزلـر گوزوم  افــق لارا باخماق دا بیر گونش

جان غصــه دن بوغــازدا دايانسين نواختاجان

 

خنجـر قانـادلي لاله لـرين داغــداريــوخ

تورپاخ بويــِرده قـانه بويانــسين نواختاجان

 

سن وعده وِيرميسن قوروداخ فتــنه ريشه سين

هرگون بيــرآيري فتــنه‌يارانـسين نواختاجان

 

آزاده يوخسولون گــوني گونـدن بَتـر گليـر

هِي دردي دردين اوسته قالانـــسين نواختاجان

 

اِئتــدي طمع ربــاني مسلمــان لارا حــلال

قـان سورماغا بو عـــده دادانــسين نواختاجان

 

گَل دينــين عـــزتين هــاميا آشـــكار اِئله

زاهــد ريـاده عــزتي قانــسيــن نواختاجان

 

گَل عــدلي برقــرار ايلـه جَــدّون علي كيمی

رشــوت ييَــن حقيــقتي دانـسين نواختـاجان

 

بسدير> حنيـف< شعــري چـووردون شكـايتــه

ايشدن گئچيبدي ايش  سوز اوزانسين نواخــتاجان

 

حنيف- 1375


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

دولوب ايستك شرابيندان داشان پيمانه دير كونلوم

نه پيمانه! اگر درد اهليسن ميخانه دير كونلوم

نه تاثيري مني داناخ داشينان ورسا غافيل لر

وفا شهرينده اوزدن گتمه ين ديوانه دير كونلوم

كوچر قوشلار كيمي كاشانه سيز ليق دان غميم يوخدور

بودور فخريم كي جانان عشقينه كاشانه دير كونلوم

يقين دير آشنا لر سرّيني بيگانه لر بولمز

سنيلن آشنا دير هامّيا بيگانه دير كونلوم

وفاي نابي آختارسون حنيفي بيرده ياد ايله

كي آهيلن او گنجي گيزلدن ويرانه دير كونلوم

(حنيف فروردين82)

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

 

هـــوالمحبــوب

 

 

ال وئر منـه گـول تــا او گـول اللــر منيــم اُلسون

دينــدير مني تــا اُدلـي غــزل لـر منيــم اُلسون

 

 

بيلّــم سنـي مـن هامـي گـوزل لــرله بــرابــر

اُول ســن منيلن هامِــي گوزل لــر منيـــم اُلسون

 

زاهـد دِدي حــور اصــل دي معشــوقه بـدل ديــر

وِرديم اونــــا مـــن اصلــي بُـدل لـر منيم اُلسون

 

ذوق اولســا عبـادتــدي گــوزلليـك لــره باخماخ

بيـرجلويـه گــل ياخشــي عمـل لـــر منيم اُلسون

 

بيلســم اجليـــم وار سنيلــن مــن بيـــر اولاندا

خوشـدور منــه عشقــوندا اجل لــر منيــم اُلسون

 

غــم نَن آغــاريـر زلفـــي جـوانليقــــدا حنيفين

هجــرونـدا روا بيلمـــه خــزل لــر منيــم اُلسون

 

 

حنيف- تابستان 79

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

هــوالجميــــل

 

سن سيز اي گل نينيرم غملرده یانمیش جاني من

سـن مني ترك ايلسـون ترك ايلـرم دنيـاني من

عشـــق ميـــدانينـدا شمشيــر جفــا مشتـاقيــم

صدقيلن باشدان گچوب بوش قويمارام ميداني من

توتدوغـوم يولدان سنيخ چيخسـامدا ئوز قيترمرم

سينـديرار پيمـان مني سينديـرمارام پيماني من

مكتب عشــق ايچره تحصيل ايتميشم درس جنون

مسنــد حكمت ده مبهــوت ايلــرم لقمـانــي من

سـن گــدننـن گوشـه هجـرانـدا نالانـديـر حنيف

آهيلـن سسلـر گــل اولام مقدمـون قـربانـي من

همدان شهريور 1373


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

بنام خدا

ژاپن مديرلرينـــــدن سوروشــدولار بو سوزي

ندن‌ دي اختـــر بختـوز سيــزين درخشــاندير

 

سو اورتاسيندا بو دورد پارچـــــا تورپاغين نئي وار

سيزي غـني ايلـين هانــسي گنـــج شـــايان دير

 

نه نفتي واردي سيـزين كشــورين نه معـدني وار

بو يوخلــوقيــلا نه‌دن ايــولـريز چــراغـاندير

 

جواب اولــوندي بيــزيم يرده يوخـدي گنـج نهان

محل زلــــزله‌دير سيــل و آتـش افشــــان دير

 

بير آيـــــري معـــدنه ال تاپمــشوخ تفكــريله

كي يوخ قــوتار‌مـاسي گنجـــينه‌سي فــراوان‌دير

 

نه قــــدر خـرج ائـديــروخ آرتــيريربو سـرمايه

سيزين ديلــــــوز مثلــــي سفـــره سليـمان‌دير

 

يرين گــويون بئـــله بيـر معــــدني اولار هيهات

اگرچه آختــاراســان تاپمـــاغـي چوخ آسان‌دير

 

چاليشميـشيق كي چيچكــــلنديراخ چيخارلاري بيز

او معــــدني كـي قـــوتارماز نهــاد انســان‌دير

 

جوان اشيد بو ســوزي سنـــده واردي استــعداد

چالــيش كي ال تاپاســـان سنــده گنـج پنهان‌دير

حنيف 1375


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

 

 

هـوالجميـل

آتدين مني گتــدين ولي فيكر ايتمـه سنم من

امّيـــد وصال اولماسا الـــدن گــدنم من

حسنوندا منيـم يوخ طمعيـــم لـذّته خـاطر

سن نن ملكــم عالمــه گـر اهــرمنم من

من نن يي اولان چوخدي سنون دور و بروندا

سن نن سورا حور اولسادا حاشا بگنــــم من

بير لحظه كي مست ايتدي مني نازلي خطابون

تا وار نفسيــم ســرخوش او پيمــانه‌دنم من

عشق اهلـي اولان شهـريده مسكـن سالا بيلمز

آلاله كيمـي زينـــت دشـــت و دمــنم من

ويرانه‌‌ده گنجينـــه بو تزليقـــدا تاپيـــلماز

داشليقــــدا تيكانليقـــدا بيتـــن ياسمنم من

عشقيـن اثرين گورمگــــه ياد ايلــه حنيفـــي

گل گــور نجه هجــــروندا اسير محنـــــم من

 

حنيف 1372


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

هــوالجميــل

اگــر گلـه غـــــــزللـريم او دلبــريــن دوداقينا

چاتار منيـم بو همهمـم گــوي اهلينيـن قــولاغينا

او نازنين بولمّـديم او لحـــني هاردان اورگشيب

كي سحر اديبـدي روحـومي چكير مني سراغينا

دئمه غروري قويمادي غـروري اولماز عاشقين

حيـا اجــازه وئرمـدي گئـدم دوشـم آياغينا

ندير وجودي شاعرين جنون چؤلونده بير آغاج

كـي يوخليــار نگـاريني قـوناندا قوش بوداغينا

حنيفه طعنه ويرميون كــــــي عشقـينين اسيري‌دير

اوزونده يوخدو چاره‌ســــي باخـــــــون سوزونده داغينا

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

بوشعر منیم ترکی دیلینده اولان اول غزلیمدی اونی یازاندا ۱۷ ایل دونیادا یاشامیشدیم .

 

ای گوز لری گوزل لری گوزدن سالان گوزل

گئدمه او نازیله من اولوم بیر دایان گوزل

فکریم بودور کی جانیمی قوربان ائدم سنه

گوستر او گول جمالینی آل نقد جان گوزل

مین لر صفای صبح او شهلا گوزوندا وار

کیپریک لرین چالان دا اولوللار عیان گوزل

من کعبه ی جمالوا تک سجده ائتمیرم

النجم و الشجردی سنه یسجدان گوزل

اول گلنده آی گوه گورجک جمالوی

تعظیم ائدیر کی قامتین ائد میش کمان گوزل

گوستر کمانی قاشلاری تیر خلاصی ویر

قویما بو یورقون عاشقوی نیمه جان گوزل

زلفون هماسی سایه سالیر حیف شانیه

شانه نه دیر مگر قوری بیر استخوان گوزل

شهد لبوندا آب حیاتی گورور حنیف

وئر بیر پیاله منده اولوم جاودان گوزل

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

بو غزلی عزیز استادیم حسن کرمانی جنابلارینا یاز میشام .   لازیم دی عرض ائلییم کی استاد حسن  کرمانی آذر بایجانین و ایرانین بویوک خط اوستاد لاریندان ساییلیر و گوزل خط یازماغیلا بئله آواز  اوستادی دی.

نئجه تبریک ائلیم بیر بئله معنانی سنه

ایستیرم صیدقیله قوربان ائلییم جانی سنه

قلمون سیرده تفسیر ائلییر والقلمی

ائله بیر شرح ائلییب حق اوزی قرآنی سنه

همتون عرشه اوجالدیب باشین اوستادلیقین

فخر ائدیر بو اوجالان رتبه ی روحانی سنه

لحن داوویله خوش خطی عجین ائله میسن

نئینیسن گر وئره لر ملک سلیمانی سنه

نه دییب سن او گوزللیک یارادان خالیقیوا

کی بو دونیاده ائدیب جنتین ارزانی سنه

داها هر شهره گئدیب گزمه چراغ الده حکیم

گل بو تبریزه کی من گوسترم انسانی سنه

قوجامان شهریم اگر سن ده بیتیب نستعلیق

ینه فخر ائیلییرم باغلیدیر ارکانی سنه

یئر وئریب عشقووا چوخداندی حنیفین اورگی

ایسته سن تحوه مرکب دی اونون قانی سنه


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد

نه چتین دی دیری دیری چورومک

چورودوم چورودوم چورودوم  کمک

اجل منی یارالییب اویناد ما

یا آل بو جانیمی یا مندن ال چک


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط محمد حنیفه نژاد
دانلود سوالات ریاضی برای دانش آموزان علاقمند (دوم و سوم راهنمایی )

http://avaxtm.com/show.php/6178_riazirahnomaee.zip.html


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388 توسط محمد حنیفه نژاد
    

اسلایدر